پز کارمندی

چندین روز پیش با یکی ازهمکارهایم همکلام شده بودم گفت که وقتی به خانه می رسم خسته هستم و چقدر خوب هست که خانم فلانی هفته ای دوبار کارگر دارد و می گوید ظرف های کل هفته اش را جمع میکند و آخر هفته با ماشین می شوید و کارخانه هم که اصلا نمی کند.کاش من هم اینطوری بودم.

بعدازآن خیلی به خانم فلانی دقیق شدم چون فکرکردم که حتما وقتی اصلا دست به سیاه و سپید نمی زند ازآن خانم هاست که خیلی به خودش می رسد و لاک می زند و ناخن های بلند دارد.ناخن های قشنگ و بلند داشت و لاک هم می زد اما چهره اش شاداب نبود.چشم هایش نمی خندیدند.یک بار شنیدم که پای تلفن می گفت پسر کوچکم می گوید مامان تو اصلا بلدی غذا بپزی؟

باز همان روزها توی تاکسی نشسته بودم که با خانمی هم صحبت شدم هم سن و سال خودم.او می گفت من کارمندم .برادرم دنبال دختر است و من به او می گویم حتما حتما دختری بگیرد که کارمند باشد.یک زن کارمند قدرپول را خوب می فهمد .حیف و میل نمی کند.مثل بعضی ها کل وقتش را در مهمانی های زنانه الکی نمی گذراند.تازه در اجتماع هم هست و رشد می کند و بعدا می تواند مادرخوبی برای بچه هایش باشد.

فرصت کم بود و من به آن خانم فقط توانستم بگویم نه این طور نیست.

من هم خانه داری را تجربه کردم و هم به لطف خدا کارمندی را.

آن وقت ها که خانه داربودم هیچ میوه ای از یخچال به کیسه آشغال نمی رفت.غذای بیرون را خودم توی خانه درست می کردم.شب ها با همسرم می نشستیم و سریال و فیلم می دیدیم و تنقلاتی که خودم درست کرده بودم می خوردیم و صحبت می کردیم.اگر اوتا دوازده شب بیدار می نشست من هم پیشش می ماندم چون حساب نمی کردم که فردا باید 6 صبح بیدار شوم و خسته ام .آن وقت ها خانه ام همیشه تمیز بود و مهمان های عزیز را راحت تر پذیرایی می کردم و آغوشم خیلی بیشتر برای ورودشان باز بود.

چرا کارکردن برای خانم ها یک پز به حساب می آید؟

هرخانم خانه داری می تواند به همان اندازه که خانم های کارمند دراجتماع مفیدند،مفید باشد.حتی بیشتر چون بچه یک خانم خانه دار آرامش خیلی بیشتری ازیک بچه با مامان شاغل دارد.این را خودم هم به چشم دیده و هم تجربه کرده ام.

/ 17 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساراشهریوری

سلام لورا جان.من که شش سال معلمی کردم و شش سال هم هست که کارمندم،میگویم کارمندی هیچ پز ندارد..خوب است اگر زن دارای فعالیت اقتصادی باشد،برای استقلال و اعتماد بنفسش خیلی خوب است،اما بنظرم کارمندی،انهم در ایران که سبستم مردسالارانه اش را هنوز متاسفانه در ادارات حفظ کرده، یکی از بدترین انواع این فعالیت است

نارسی

سلام لورا جان دل تنگی [قلب] واسه هر پستت که خوندم کلی نظر داشتم و حیف که وقت نشد ولی واسه پستهای عروس جدید باید بگم " جاری بد کوفتی است " [زبان] باهات موافقم که زندگی کارمندی خیلی سخته و این رو تو همین شروع زندگی با همه وجود درک کردم [گریه] خیلی سخته خیلیییی !

هیلا

کار کردن زن مزایاش به مراتب بیشتر از کار نکردنه لورا.

نارسیس

کاملا با نظرت موافقم لورا جان من خودم شرایط و رشتم طوری هست ک اجبارا باید در آینده شاغل باشم اما قلبا دوس دارم خانه دار باشم در آینده

ثمین

سلام لورا جان منم با نظرت کاملا موافقم چون منم مادرم شاغل بود و خودم خانه دار هستم و از خانه دار بودنم راضی هستم هم بنا به تمام دلایلی که شماا گفتید و هم اینکه شاغل بودم ادم ها را چندین سال زودتر پیر میکند

نارسی

سلام عزیزم خوبی ؟ چرا نیستی ؟ زودتر بیا آپ کن ! سال نو هم پیشاپیش مبارک باشه... [ماچ]

مرتضی

ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ ﺗﺎ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺨﺶ ﺭﻭﺣﺖ ﺑﺎﺷﺪ... ﺑﺮﺍﯼ ﻗﻠﺒﺖ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ بطپد ﮐﻪ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺧﻮﺑﯿﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ... ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺰ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﯽ...! ﺑﯽ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ... و برایت میخواهم زیر باران عاشقانه های خدا خیس ترین باشی...! دعا میکنم تا موفق ترین باشی.... و بهترین ها برایت باشد... و امسال بهاری ترین سال زندگیت باشد.... عیدت مبارک باشه دوست خوب و مهربانم.[لبخند][گل][گل][گل]

لیلی

فکر می کنم همیشه اونهایی که کارمندن فکر می کنند اونها که خونه دارن چقدر خوش به حالیشون هست و زندگیشون به راهه و بچه هاشون پیش خودشونن و ... و اونها که خونه دارن فکر می کنند خوش به حال اونها که کارمندن و حقوق دارن و توی اجتماع هستند و ... کلا اکثرا خانم ها از وضعیتی که توش هستند ناراضی می باشند

مریم

سلام خانوم لورا، خوبی؟ من خیلی خیلی وقته که وبلاگت رو میخونم و خیلی دوست می دارمش، هم نوشته هات رو هم ماجراهات رو. یه مدته نیستی، خوبی؟ دلم برات تنگ شده، برگرد پیلیز

قنبیت

لورا جان کجایی؟خوبی؟خبری نیست؟یه خبری بده؟