گل های سخنگو

اول اینکه از همه انرژی های مثبتتان ممنونم.اتفاق تبدیل به فاجعه نشد ولی هنوز خیر هم نشده و بازهم انرژی نیاز داریم.

دیشب خواب دیدم که دخترهای عزیزم که به خاطر نورآفتاب مجبور شدم بگذارم در رارهرو و اینطوری یادم می رود هرروز آبشان بدهم ، دارند ازمن گله می کنند و تشنه مانده اند.اینقدر صحنه حرف زدنشان واقعی بود که ازخواب پریدم دیدم ساعت سه صبح هست ولی بلند شدم و رفتم توی راهرو و همه شان را آبیاری کردم.عذاب وجدان گرفته ام.

یک جاری دارد پیدایش می شود.به روش سنتی پیدا شده و خانواده شوهر چقدر ازاینکه سنتی پیدایش کرده اند حال می کنند.من هنوز ندیدمش ولی امیدوارم هرچه هست خیر باشد.

الان فکرم خیلی مشغول می باشد نمی تونم خیلی خوب بنویسم همه چیز رو.بازهم انرژی یادتان نرود.

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مه سو

انشالله همه چیز خیر هست در نهایت حتی اگر ندانی...

آسيه

[گل]

نبات

انرژی بسیــــــــــــــــــــــــار بسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار مثـــــــــــــــــــــبت عزیزم[گل]

تیله

لورا جان اوضاع خوبه؟

k2

سلام..به نظر من كه جاري آدم هرجور پيدا بشه نميتونه آدم جالبي باشه...اميدوارم مال شما اينطور نباشه

نارسی

نمیدونم چرا نسبت به این کلمه جاری آلرژی دارم [خنثی] من و جاری جان که اصلا انگار برای هم وجود خارجی نداریم در حد سلام و احوالپرسی با هم حرف میزنیم و از این وضعیت هر دو راضی هستیم...

نبات

دقیقاً با k2 موافقم جاری به هیچ عنوان خوب نمیشه اه من که دو تا جاری دارم یکیشون باز خوبه بد نیست اما یکیشون واقعاً غیر قابل تحمله[نیشخند]

زری گُلی

تموم انرژی های مثبت من از آن تو خانوم زیبا

نبات

من هم به انرژی مثبت نیاز شدید دارم[ناراحت]

نبات

[ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت] مثل اینکه ناراحت میشید من دیگه نمیام اینجا [گریه][ناراحت][ناراحت] خدا نگهدار