زوج زیبا

امروز که داشتم می آمدم سرکار،دیدم که یک خانم پیر که دامن چهارخانه قرمزو مشکی،جوراب مشکی،پانچوی قرمز و روسری مشکی پوشیده بود،همراه یک اقای پیر خیلی خوش تیپ که کلاه  و اورکت سبز و شلوارکرم داشت ،یک چرخ خرید دستشان بود و داشتند بدو بدو عرض خیابان را رد می کردند تا بروند بازار روز.

اینقدر خواستم تا من و "س" هم به این دوره اززندگیمان برسیم و اینقدر خوش تیپ و با کلاس باشیم و برویم بازار روز تا برای نوه هایمان که  شب می آیند خانه ما،میوه ها ی رنگی بخریم و غذاهای خوشمزه بپزم.

 

دوستان خوبم برای نبات و مهسا فول انرژی مثبت بفرستید تا زودتر تاریخ عروسیشان معلوم شود و ما هم درشادیشان شریک شویم.

/ 21 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا211

فدای مهربونیت بشم...ایشالا با این همه انرژی مثبت به زودی خبر عروسی منم میرسه... برای نبات عزیزم هم همین آرزو رو دارم دوست دارم لورا??

نسیم

ایشالا که با آقای س این روزها رو تجربه میکنین

نارسی

منم عروسی میخوام لورا [نیشخند][چشمک] چقدر رویای شیرینی [قلب] آرزو میکنم در کنار س همه ی روزهای زندگیت شیرین باشه و این روزها رو هم باهم تجربه کنید [قلب]

نبات

مرسی مهسای عزیز من هم برای تو بهترینارو آرزو میکنم و امیدوارم بزودی عروسیت باشه[لبخند]

خاموش

سلام لورا جون باسلیقه. یه سوال. همه سرویس های چینی جا تخم مرغی دارن? اگه نه جا تخم مرغی تنهاچینی مى فروشن? کمک... مهمون صبحانه دارم...

خاموش

مرسی لورا جون، جنس رنگی رنگیها چیه؟ بعد تو هم که توی سرویست نداری اگه مهمون صبحانه داشتی توی چی می خوای تخم مرغ سرو کنی؟ منظورم آیا ضرورت داره؟ ممنون میشم بازم راهنماییم کنی... یه سوال دیگه: فرق عصرانه خوری با صبحانه خوری توی کدوم پارچه هاست؟ مرسی گلم.[قلب]

خانم آ

این عاقبت شیرین رو برای همه آرزو میکنم

خانم آ

این عاقبت شیرین رو برای همه آرزو میکنم

نبات

لورا جان چرا نیستی گلم؟ نگران شدم

مهسا211

کجایی لوراااااا؟بیا خبرای خوب دارم برات