کار جدید و ویرجینیا

چندروز پیش جم تراول داشت یک جای خیلی خیلی قشنگی رو نشان میداد.زمینش سبز سبز و بکر بود.خیلی خوب و قشنگ.ازوسط آن سبزی ها رودخانه هایی می گذشتند و شعبه شعبه می شدند.اسب های وحشی که خیلیییییییی زیبا بودند هم آنجا می دویدند و مرغان ماهیخوار سفید دورو بر اسب ها پروازمی کردند و ازحشره های روی بدن اسب ها تغذیه می کردند.

شبیه بهشت بود.انگارتصاویر قبل ازخلقت آدمی را می دیدیم که ناگهان شنیدیم گفت اینجا ویرجینیاست و این بهشت به واسطه ی پلی که روی دریا ساخته شده بود و ازوسط دریا به تونل تبدیل می شد و خودش یکی ازعجایب دنیای جدید بود که تمام دویست میلیون دلار هزینه ساخت پل از اوراق قرضه تامین شده بود و دولت هیچ هزینه ای ازبیت المال نپرداخته بود،به شهراصلی وصل می شد.

خیلی افسوس خوردم.به همسر گفتم اگرایران بود تا حالا پر از ویلا شده بود و اسب ها اهلی شده بودند و پرنده ها وسیله تفریح شکارچیان متمول.

چرا ما قدر داشته هایمان را نداشتیم و حتی نتوانستیم ازبزرگترین دریاچه آب شور جهان محافظت کنیم و خشکش کردیم؟

پی نوشت:تصمیم دارم یک کارخوب و جدید انجام بدهم.کاری که عاشقش هستم.فنگ شویی.هرکس دوست دارد اتاق یا خانه خود را فنگ شویی کند و تغییراتی درزندگیش حس کند و انرژی های منفی را ازخودش دورکند به من پیام خصوصی بدهد.

نکته:الویت با کسانی است که زودتر تمایلشان را اعلام کنند.خانه شان زودتر فنگ شویی می شود.

/ 4 نظر / 42 بازدید
زهرا

فراموش کردم تیک خصوصی بودن پیام رو بزنم لورا جان متشکرم از مهربونیت

مه سو

واقعا نمی دونم چرا قدر داشته هاشونو نمی دونن ایرانیا...

آسيه

من هم دوست دارم . دو سه تا كتاب دارم از فنگ شويي