ارایشگاه

دوهفته مانده بود به عید که من تصمیم گرفتم بروم و موهایم را کمی روشن کنم چون دلم تنوع می خواست.

روز تولد من که همه خانه ما بودند جاری به خواهرشوهر گفت که هرکاری دارید برای عید تو و مادرشوهر بیایید پیش من و اصلا هیچ جا یدیگر نروید که ناراحت می شوم.

من قبل ازاینکه  بگوید هم با خودم تصمیم گرفته بودم که اصلا هیچ وقت برای کاری پیش او نروم چون اول اینکه کارش را روی سر دختردایی دیده بودم و نپسندیده بودم دوما که اصلا دلم نمی خواست منت روی سرم باشد.برای همسر هم گفته بودم و او خودش گفت من اصلا دوست ندارم بروی چون برادرم را می شناسم و بعدا داستانی می شود.

خلاصه یک روز که رفته بودیم شهروند من دیدم رنگ موی گارنیر آورده و تعریف این رنگ مورا زیاد شنیده بودم.یک رنگ خوش رنگش را خریدم و رفتم خانه.خواهرشوهر گفت ما می رویم پیش جاری .مادرشوهر گفت تو هم بیا گفتم وقت نمی کنم و راستش کار فلانی به سلیقه من جورنیست.بعدا هم به خواهر شوهر گفتم"س" راضی نیست.

مادرشوهراین ها رفتند و مش و های لایت کردند .من هم توی خانه رنگ کردم که شما بگویید اگر یک اپسیلون روشن شد نشد.حالا فردایش هم روز چهاشنبه سوری هست و جاری می آید خانه مادرشوهراین ها.

من رفتم رنگ موهای آن دو بانو را دیدم و اصلا دوست نداشتم .مادرشوهرمی گفت که دارچینی کرده ام ولی یک قرمز بدرنگی بود و نصف موهای خواهرشوهر هم هایلایت نداشت کلا.تک و توک روی سرش یک رنگ هایی خورده بود.حالا مادرشوهر اصراراصرار که برو پیش جاری.من هم به روی خودم نمی آوردم.خلاصه جاری آمد و دید و گفت برو یک رنگ سه صفر بخر و بگذار روشن میشود.من هم گفتم باشد اما باز به روی خودم نیاوردم و زنگ زدم از آرایشگاه وقت گرفتم.به خواهرشوهر هم گفتم فلانی من می روم آرایشگاه.او هم گفت مبادا مامانم بفهمد که شر می شود.حالا چرا؟نمی دانم.گفتم باشد.

رفتم آرایشگاه و یک رنگ ملوس شیرشکلاتی روی موهایم درآورد که لذتی بردم.آمدم خانه خواهرشوهر گفت فلانی مامانم سه صفر خریده عصری هم قراراست جاری بیاید و موهایت را رنگ کند.آقا من را می گویید می خواستم بروم و مادرشوهر را بزنم.بابا چندبار به زبان بی زبانی به شما بگویم که نمی خواهم پیش این دختربروم.

خلاصه خیلی شیک رفتم خانه شان به هوای دادن یک ظرف که خانه ما مانده بود.مادرشوهر گفت موهایت را رنگ کردی؟گفتم بله.یک بار دیگر رنگ کردم و خوش رنگ شد.گفت اااا قراربود جاری بیاید و موهای تورا رنگ کند گفتم نه مرسی من خودم از پس کارهای خودم برمی آیم و شادو خندان آمدم خانه.

جریان را برای "س" تعریف کردم گفت وای لورا چقدر کارخوبی کردی اگر می آمد ازفردا زن و شوهر م ینشستند و هرجا می رفتند می گفتند موهای فلانی را می بینید چه خوشرنگ شده کارحاروست.دختردایی خودمان را که دیگر نگو .کل فامیل را پر می کرد و به این ترتیب پرونده آرایشگاه رفتن ما بسته شد.

/ 12 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نارسیس

مبارک باشه خانووووم

شیرین

چه خوب خواهر شوهر هوایت را دارد ! کار خوبی کردی خودت کار خودت رو انجا م دادی بدون منت

سونا

سلام خوبی؟ خدا رو شکر که خوشحالی خودتو ناراحت نکن اون طفلک هم تازه عروسه. دلش میخواسته بهتون محبت کنه.من مطمینم که هیچ قصد و غرض بدی نداشته طبیعی هست که شوهرش هم جلوی بقیه بهش افتخار کنه و پزش رو بده یقینا هر کس دیگه ای هم بود پز نامزدش رو میداد. اینطور نیست؟؟ من اگه کار رنگ موش رو هم نمیپسندیدم واسه اصلاح صورت یا یه کار دیگه پیشش میرفتم که احترامش حفظ بشه و حس نکنه باهاش خصومت دارین خدای نکرده یا تصویر بدی تو ذهنش بمونه

سونا

سلام خوبی؟ خدا رو شکر که خوشحالی خودتو ناراحت نکن اون طفلک هم تازه عروسه. دلش میخواسته بهتون محبت کنه.من مطمینم که هیچ قصد و غرض بدی نداشته طبیعی هست که شوهرش هم جلوی بقیه بهش افتخار کنه و پزش رو بده یقینا هر کس دیگه ای هم بود پز نامزدش رو میداد. اینطور نیست؟؟ من اگه کار رنگ موش رو هم نمیپسندیدم واسه اصلاح صورت یا یه کار دیگه پیشش میرفتم که احترامش حفظ بشه و حس نکنه باهاش خصومت دارین خدای نکرده یا تصویر بدی تو ذهنش بمونه

سونا

سلام خوبی؟ خدا رو شکر که خوشحالی خودتو ناراحت نکن اون طفلک هم تازه عروسه. دلش میخواسته بهتون محبت کنه.من مطمینم که هیچ قصد و غرض بدی نداشته طبیعی هست که شوهرش هم جلوی بقیه بهش افتخار کنه و پزش رو بده یقینا هر کس دیگه ای هم بود پز نامزدش رو میداد. اینطور نیست؟؟ من اگه کار رنگ موش رو هم نمیپسندیدم واسه اصلاح صورت یا یه کار دیگه پیشش میرفتم که احترامش حفظ بشه و حس نکنه باهاش خصومت دارین خدای نکرده یا تصویر بدی تو ذهنش بمونه

nasim

به به مبارك باشه موهاي خوشگل. چه گيري دادناااااا چه كاريه مي خواد هنرشو بكنه تو چش شما ؟؟؟ اونم چه هنري!!!!!!

منم لیلی

اصلا کلا اینجور کارارو فامیل نکنه بهتره. ادم هیچی هم نمی تونه بگه. از طرفی هم کلی بدهکار طرف می شی. خوب کردی

لیلی

من جای تو بودم می گفت یک رفیق دارم که ارایشگر است و چند سال است همه ی کارهایم را به او می گویم و او سلیقه اش به من شبیه است. یا مثلا می گفتم ارایشگر خانوادگی داریم و خلاصه یک کلاسی هم می گذاشتم

پریسا

لورا جون اسم جاریتون نفهمیدم ؟ منظورت از شهروند همون شهروند خیابان خسرو هستش؟ که تره بارم داره ستار خان هستین؟

پریسا

راستی رنگ دارچینی دیگه ترکیب چه رنگیه ؟ فکر کنم خوشگل باشه