خانم لورا


اینجا جزیره ناشناخته منه!

دوراهی سخت

تا قبل از امروز مطمئن بودم که نمی روم. مطمئن بودم هیچ کاری برای آن روز کذایی نمی کنم.در حضور حداکثری شرکتی نمی کنم و مهر تاییدی برای این آدم ها نمی شوم.مطمئن بودم که زخم های 4سال پیش خودم و بقیه را مرهم اگر باشد شرکت نکردن است.نمی خواستم بروم و انگشت رنگیم را در چشم دشمنان فرو کنم و بگویم ما هستیم. اما امروز ترسیدم.ترسیدم اگر نروم و نرویم بدتری بیاید. متحجر تر و دست مال به دست تری از اینکه هست.می ترسم نرفتنم و نرفتنمان اوضاع را بدتر کند.اگر او با شرکت ما بیاید و کار بهتری کند چه؟واقعا نمی دانم باید بروم یا بمانم؟

دکتر محمدرضا عارف این حرف امروز تو به دل من نشست.گفتی می دانم بیشتر شما شاید انگیزه ای برای حضور در این انتخا-بات نداشته باشید.تورا دوست داشتم که به راحتی اسم میر را آوردی.که شجاع بودی.که اعتراض می کردی.اگر بروم به تو رای می دهم.

 

   + لورا - ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳٩٢/۳/۱۸