خانم لورا


اینجا جزیره ناشناخته منه!

یک نیمه شب

الان اصلا خوابم نمی آید.دارم بستنی لیمو نعنای میهن می خورم.خیلی خوب چیزی است.خوشم آمده.حتما بخورید.بدجور می چسبد.مثل موخیتو(موهیتو؟)خارجی هااست.

این روزها بدجور بی حوصله ام.دلم خرید می خواهد .بروم بیرون و یک عالمه لباس و کیف و کفش بخرم.با چندتا روان نویس رنگی.با دوتا قالب جدید شیرینی که دیده ام.به "س" گفتم اگر دعوایمان شد برای من گل نخر.از این قالب سیلیکونی ها بخر .می بخشمت.اما رویم نمی شود به خانه موضوع خرید را انتقال دهم چون چند تکه از جیزیه ام مانده که هزینه بر است و فکر پول آنها هستند.به "س" هم نمی توانم بگویم چون آن طفلک دارد پول جمع می کند برای چیزهایی که باید بخرد.خودم؟خودم هم پول دارم اما برای کاری لازمشان دارم نمی توانم خرج کنم.بعد کیف دارد که دیگری برای تو چیزی بخرد.اما امروزبه یک نتیجه ای رسیدم:این مهندس غرضی رو برا ایجاد نشاط عمومی قبل از انتخا-بات تایید صلاحیت کرده اند و لا غیر.

   + لورا - ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٢/۳/۱۳