خانم لورا


اینجا جزیره ناشناخته منه!

سکوت

امروز مامانم این ها برگشتند.همسر صبح رفت سرکار و دیگه عصری می رود خونه خودشون.احساس می کنم رفته یک کشور خیلی دور و من نمی تونم ببینمش.

این روزها و شب ها رو خیلی دوست داشتم.حتی یک میوه خریدن ساده هم برایم خاطره شده.

دلم براش تنگ شده از حالا.خونمون سوت و کور شده.

بچه ها از گوگل نمی شه تو وبلاگ من امد.این ارور میادگریهچرا؟

   + لورا - ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٢/۳/٦