خانم لورا


اینجا جزیره ناشناخته منه!

برای اولین بار

برای اولین بار بعد از عقد یه فرصت پیدا شده که می تونیم دوتا خونوادرو بپیچونیم و یه جور که هیچ کس نفهمه شب تا صبح دوتایی با هم  باشیم.کلی تو دل جفتمون قند آب میشه و منتظر لحظه خدا حافظی هستیم.هی سر به سر هم میذاریم و خوشحالیم.اما یهو خواهر شوهر که اونم مثل ما عقد کردست تصمیم می گیره برگرده خونه و شوهرشم چون مامان ایناش نیستن می خواد بیاد خونه اونا.به هم می گیم  عیب نداره خوب 4تای میریم خونه و دور هم خوش می گذرونیم ...  از در خونه میایم بیرون و سوار ماشین میشیم،سیم کلاج ماشین پاره میشه و از 1 شب تا 5 صبح می مونیم تو خیابون چون پسرا فکر می کنن همه کار بلدن و هر چی می گی بابا سیم پارست چطوری می خواید درستش کنید؟می گن ما می تونیم.

آخرش یه مامور امداد خودرد میاد و بعد از ده دقیقه ماشین درست میشه.میایم خونه و دوتا دوتا تو اتاقا جا میندازیم...حداقل پیچوندن خونه زیادم بی فایده نبود!عینک

   + لورا - ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٢/۱/۳