خانم لورا


اینجا جزیره ناشناخته منه!

از همه چیز

یه وقتایی خجالت می کشم از خدا چیزی بخوام.چون نماز نمی خونم و یه کارایی رو که دیگران انجام میدن انجام نمیدم و اصلا قبول ندارم.اما می دونم خدا مهربونه و اینطوری با بنده هاش رفتار نمی کنه.امیدوارم اینطوری باشه و دعاهای من رو جواب بده و این موقعیت کار خیلی عالی برای همسر جور بشه.

 

1- از روز جمعه اینترنت قطع بود و من هی چک می کردم و میدیدم چراغ ای دی اس ال خاموشه.می رفتم دنبال کارم.تا اینکه امروز زنگ زدم مخابرات گفت خانوم این ور درسته همه چی.سیم رو جابجا کن.بله اینترنت وصل شد و من 4روز سرکار بودم.

2- مادرشوهر دیشب مهمون داشت و من رو هم دعوت کرد.در راستای عروس بازی و خودشیرینی یک ظرف دسر درست کردم و بردم.بسیار خوشگل و رنگی رنگی بود.تا آخر صبر کردم به مهمونا بگه این رو لورا درست کرده بود.اونا هی تعریف می کردن.اونم هی تشکر می کرد.آخرکه اونا رفتن پدر شوهر گفت این خیلی خوش مزه بود اما کم بود کاش بیشتر درست می کردی.گفت من درست نکرده بودم.عروست درست کرده!

3- واقعا دل شکستن کار بدیه.یعنی این خوار شوهر دل منو شکوند .دو روز بعد خدا همچین تو کاسش گذاشت که من شاد شدم(لورای خبیث).اتفاق خوبی نیفتاد براش اما متاسفانه دل من خنک شد.

   + لورا - ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٢٢