خانم لورا


اینجا جزیره ناشناخته منه!

روز درختکاری

اول راهنمایی که بودم ، همچین روزی قرار بود بچه ها بعدش بیان خونمون و تو کلاس بزن و بکوبی برپا بود.معلم ادبیات فارسیمون اومد تو و پرسید امروز چه خبره؟بچه ها گفتن تولد لوراست.معلم گفت به به مبارک باشه .پس حالا که تولدت امروزه به بابات بگو یه درختم بکاره.منم بادی به غبغب انداختم و گفتم:«کاشته دیگه خانم.منم!»

 

پ.ن :لازم به توضیحه من اون موقع زیاد در جریان نبودم و فکر می کردم بچه دار شدن با دعا و این صحبتاستآخ

   + لورا - ٤:٥٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٥