خانم لورا


اینجا جزیره ناشناخته منه!

صدمین

امروز بعد از صدوبیست و شش روز صدمین پست وبلاگم رو می نویسم.رسیدن به اینجا کمی هیجان انگیز هست برای من.الان وبلاگ خانم لورا آن قالبی را که می خواستم تقریبا به خودش گرفته است.آن چیزهایی را که می خواستم بگویم تقریبا گفته ام.هربار که دلتنگ می شوم یا ناراحتم به اینجا می آیم.هر چیز جدیدی می بینم یا می شنوم یا می فهمم به اینجا می آیم.اگر کار جدیدی انجام بدهم اینجا می آیم و می گویم.چون با این صفحه که از هردفتر خاطراتی برایم حقیقی تر است دوستان مهربانی پیدا کرده ام که دلم می خواهد همه این چیزها را که شمردم با آنها شریک شوم.

با دوستان مجازیم که حتی مدت زیادی نیست می شناسمشان و می شناسمند بیشتر از دوستان واقعیم صحبت می کنم.شما حرف هایی از من می دانید که آن ها و حتی خانواده ام نمی دانند.

خوشحالم که اینجا و به واسطه آن شما را دارم.اگر خوانندگان خاموش عزیزم هم در این پست روشن شوند تا آنها را نیز بشناسم،برای همه یک سورپرایز دارم.

از لیلی عزیزم هم که از اولین پست "خانم لورا" با من بود، ممنونم و روی ماهش را می بوسم.

------------------------------------------------------------------

سورپرایزم در ادامه مطلب هست.البته می خواستم بزرگتر باشه که چون همه روشن نشدن کوچولوش کردم با اجازهعینک


انگار دیر آمدید.ایشالا دفعه بعد .

   + لورا - ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٢/٤/٤