خانم لورا


اینجا جزیره ناشناخته منه!

قرمز

هفته پیش با والده ام رفته بودم بازار .آن جا یک مانتوی جلو بسته قرمز خنک خریدم.از این ها که لازم نیست زیرش چیزی بپوشید.من عاشق رنگ قرمز هستم.این مانتوام هم یک چیزی بین قرمز و زرشکی است.خیلی خوش رنگ است.یک کفش همین رنگی کالج هم دارم.گفتم خوب شد حالا این دوتا را با هم می پوشم و خوش خوشانم می شود.

بار اولی که این مانتو را پوشیدم می خواستم با شوشو بروم بیرون.این مانتو تقربا بلند (تا پایین زانو)و نسبتا گشاد هم بود.چیتان پیتانی کردم و حاضر شدم و به دیدار شوشو رسیدم.

اولش یک جورایی بد نگاهم کرد و گفت مبارک باشد.گفتم مرسی ببین چه خوشگل شدم.گفت لورا مدیون منی اگر به غیر از مواقعی که من هستم این مانتو را بپوشی.گفتم اذیت نکن.تازه خریدم.خنک است.گشاد و بلند هم که هست.او هم گفت قرمزم هست.(به همین غلیظی و پررنگی).با من بحث نکن.همین که گفتم.

دیروز می خواستم بروم بیرون و همین مانتو دم دستم بود.گفتم می روم تا سر کوچه و برمی گردم.دیگر یک ربع بیرون رفتن مدیونی ندارد.پوشیدم و راه افتادم.دیدم راست می گوید.مردها جنس خودشان را بهتر می شناسند.در یک راه 15 دقیقه ای سه تا ماشین که یکیشان بی ام دبلیوی سفید خوشگلی بود برایم ایستادند و راهشان را آرام کردند و سخنان عاشقانه سر دادند.

حالا من ماندم و مانتوی قرمز خنک خوشگلم در کمد.

   + لورا - ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٧