خانم لورا


اینجا جزیره ناشناخته منه!

خوشا شیراز و وضع بی مثالش

همسرجان رفته استخر و من تنها هستم و چه فرصتی بهتر ازاین برای نوشتن؟

عروسی برادرشوهر گذشت .خوش نگذشت ولی بد هم نبود .ازتصمیمم برای شینیون موها خیلی راضی بودم و بسیار خوب شده بودم.ارایشم که خودم همون ارایش معمول رو انجام دادم .فقط این بار ازکرم پودر هم استفاده کردم که تنها خرج سنگین برای عروسی خریدن این کرم پودربودنیشخند.باورتان می شود قبل ازاین من جز روز عروسی و عقدم کرم پودر نزده بودم؟لباسم هم خداروشکر خیلیییییییی خوب و شیک و ساده بود و بازهم راضی بودم.

عروس اما اصلا خوب نشده بود هم آرایش که خودش انجام داده بود هم لباس که مادرش دوخته بود تقریبا مدل ده سال یا شاید بیشتر قبل بود.مخصوصا مدل نصب تور که واقعا رو مخ همه بود تا آنجا که فهمیدم.طفلک عروس هایی که برای روز عروسیشان میروند پیش جاری جان.

شیراز هم رفتیم و آمدیم .چقدر خوب بود.چقدر خوش گذشت.باید یک پست جدا برایش بنویسم.از باغ دلگشا که دلم را آنجا گذاشتم و آمدم.صدای پرنده هایش هنوز توی گوشم است.

   + لورا - ٦:٢۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩٥/٢/۳۱

اردیبهشت آمد و جان ها تازه شد

مگر می شود اردیبهشت بیاید و روح سرکش نشود و هی دلش گشت و گذار نخواهد؟

دراین راستا هفته بعد عازم شیراز میشویم تا عطر بهارنارنج درکام خود بکشیم.درست روز تولد همسر میرسیم آنجا و این هدیه من به همسرجانمان است.یک جورایی هم مطمینم که قراراست درروز تولد امام حسین یک عیدی درست و حسابی ازشاه چراغ بگیریم.بالاخره شاه چراغ است و روشنایی باید بدمد.

آخراین هفته هم عروسی برادرشوهر است.خداروشکر لباس داشتم و نخریدم و با توجه به تجربه ای که ازعروسی خواهرشوهر داشتم تصمیم گرفتم اصلا اصلا برای لباس خرج نکنم.هایلایت موهایم را هم تجدید کردم و یک وقت شینیون هم گرفتم.همین و تمام.البته امیدوارم عروسی به خیرو خوشی بگذرد چون این عروسی گرفتن برادرشوهرهم مثل کارهای دیگرش خیلی خیلی عجیب است و باید سرفرصت یک پاورقی برایش برویم.

تا آخراردیبهشت هم باید کلی سفارش تحویل بدهم و سرم بدجوری شلوغ است.خدایا کی یک کارگاه برایمان جور می کنی؟

   + لورا - ٩:٤۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٥/٢/۱۳